قهرمان ميرزا عين السلطنه

1411

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سنگى گذاشته از كلهء شير و صورت آدم كه از دهان و گوش و چشم آنها سوراخ و آب بيرون مىآمده . حالا نمىدانم به آن حالت باقى [ است ] يا مجراى آن مخروبه شده . اطراف اين باغ برجها و عمارات و باغات زياد است كه اندرونهاى شاهزاده و منزل بانوى عظمى و سايرين است . به اين اختصار بيش از اين كسب اطلاع نشد . مغرب شده منزل آمديم . شب خوش گذشت . . . پنجشنبه ششم - صبح را زود برخاسته به عمارت آغاباشى رفتم . خيلى زود از اصفهان رفتيم . بسيار جاى خوبى و تماشاگاه صحيحى بود . انشاء الله اگر عمرى باشد مراجعت تماشاى كامل بايد كرد . محمد رضا خان آمد كه آقا فرمودند با افخم الملك بازديد ركن الملك و ملاباشى برويد . سوار درشكه شده ركن الملك در ميدان كوچك ديده شد . عذر خواسته كه حضرت و الا احضار فرموده‌اند . از بازارچهء پشت ميدان نقش جهان رفتيم [ كه ] متصل بازار است . هريك از ديگرى ممتاز [ تر ] . ملاباشى در باغچهء خودشان پذيرائى كردند . جاى خوبى بود . قليان در قليان كشيدن اصفهانيها نظافتى دارند ، يعنى به قول خودشان ميانه‌هاى خيلى قطور كوتاه قليان را در وسط اطاق گذاشته « نىپيچ » بلندى مىگذارند . متصل سر قليان عوض مىشود و نىپيچ دور مىافتد . يكى هم ايستاده متصل سر قليان را بلند مىكند . تنباكو هم منحصر به « هكون » شيراز است . تمام تنباكوى « هكون » به اصفهان مىآيد . نظام الملك مىفرمودند در خانهء امام جمعه رفتم . در يك ربع ساعت توقف آنجا بيست و هشت قليان آوردند و تمام را امام جمعه كشيد . به اين شكل هم مىآوردند : سه قليان وارد اطاق مىشد يك‌دفعه كشيده ، سه نفر ديگر مىآمد با سه قليان ديگر . همين‌طور تا وقتى كه برخاستم . مىگويند امام جمعه در مبال هم قليان مىكشد و توى رخت‌خواب نىپيچ به دست دارد و مىكشد تا خوابش ببرد . از آنجا به خانهء ثقة الاسلام برادر آقا نجفى رفتيم . يعنى در مسجد شاه معطل شده تا آقا تشريف آوردند . آقا نجفى خارج شهر به دهاتش رفته . از متمولين اصفهان است . گفتند سى هزار خروار الان گندم دارد . سيصد هزار تومان مىخرند نمىدهد . تقسيم املاك دهات اصفهان را خوب تقسيمى كرده‌اند . به سه قسمت تقسيم شده . يك قسمت حضرت و الا و كسانش ، قسمت ديگر علماى عظام . قسمت ديگر تجار و كسبه و خورده